شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
257
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
و دادرسى از آن . اينهاست آن هدفهاى مقدسى كه فرزند امير المؤمنين عليه السّلام به خاطر آنها قيام كرد . بايد اين مقاصد انسانى و اسلامى به دوستان آن حضرت تفهيم شود . بايد آنها بدانند كه حسين بن على عليه السّلام چرا كشته شد و به خاطر چه هدفهايى آن مصائب فوق طاقت بشرى را تحمل كرد تا هر چه بيشتر در راه زنده كردن آن هدفهاى بزرگ كوشش نمايند . امام صادق عليه السّلام هنگامى كه دربارهء مقصد اصلى و آسمانى حضرت حسين عليه السّلام سخن مىگويد و موقعيت ننگين و آلودهء دشمنان آن حضرت را در برابر آن بزرگوار شرح مىدهد ، به خداوند چنين عرضه مىدارد : « . . . و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة و قد توارز عليه من غرته الدنيا و باع حظه بالارذل الادنى و شرى آخرته بالثمن الاوكس و تغطرس و تردى فى فواه و اسخطك و اسخط نبيك و اطاع من عبادك اهل الشقاق و النفاق و حملة الاوزار المستوجبين النار « 1 » ؛ خدايا ، حسين خون خود را در راه تو داد تا بندگان تو را از جهالت نجات بخشد و از سر گردانى ضلالت و گمراهى برهاند . كسانى به دشمنى با او برخاستند كه دنيا سخت آنها را فريفته بود و نصيب بىپايان آخرت را به متاع پست اين جهان با بهايى بسيار ناقص فروختند . آنها تكبر ورزيدند و در هواهاى خود غوطهور شدند و به پستى رسيدند . آنها تو را و پيامبر تو را به غضب در آوردند و از منافقان و فريبكاران اطاعت كردند . آنهايى كه گناه امت اسلام بر گردن آنان است و مستحقّ عذاب و آتش غضب تو هستند . » در اين گفتار ، امام ششم عليه السّلام هدف مقدس حسين بن على را آشكارا شرح مىدهد و مقصد اصلى از آن نهضت را با صراحت بيان مىكند . ولى آن هدف از نظر امام صادق عليه السّلام تنها « فدايى امت گنهكار بودن » و شفاعت از آنان در قيامت نيست ، بلكه نجات دنياى انسانيّت است از جهالت ، نادانى ، بىخبرى ، گمراهى ، سر گردانى و ضلالت . آرى ، حسين عليه السّلام به خوبى مىدانست كه اين تنها مردم بىخبر و نادانند كه آلت دست حكومتهاى بيدادگر و ستمكار واقع مىشوند . اين مردم سر گردان و گمراهند كه حكومتهاى فاسد در راه رسيدن به خواستههاى شيطانى و جهنمى خود از گردهء آنها بار مىكشند . خون حسين عليه السّلام ريخته شد و نهضت مقدس او انجام گرديد تا آن عبّاد گمراه ، آن اجتماع
--> ( 1 ) - شيخ طوسى : مصباح المجتهدين ، مؤسسه فقه الشيعة بيروت - 1411 ه . ق ، ص 789 .